دوره 6، شماره 36 - ( 6-1401 )                   جلد 6 شماره 36 صفحات 16-1 | برگشت به فهرست نسخه ها

XML English Abstract Print


دانشجوی دکتری رشته علوم و معارف نهج البلاغه، دانشگاه میبد، ایران.
چکیده:   (1819 مشاهده)
مسأله تغییرات (دگرگونی ها) اجتماعی از جمله مسائلی است که همواره مطمح نظر متفکران اسلامی و غربی بوده است. باید دانست که نسبت به عوامل انسجام بخش یا گسست اجتماعی، بین آین اندیشمندان وفاق وجود ندارد . خاستگاه نظریه­پردازی درباره دگرگونی­ها و تغییرات اجتماعی به یونان باستان بر می گردد.افلاطون معتقد است کم­توجی به مسائل تربیتی و وجود حرص وآز در افراد، باعث شورش و دگرگونی در مدینه فاضله می شود. .ارسطو هم وجود نابرابری­ها را موجب بروز تغییرات اجتماعی می داند .کارل مارکس این موضوع را ناشی از وجود طبقات و تضاد طبقاتی می داند.دورکیم با نظریه کارکردگرایی، فقدان همبستگی مکانیکی و تقسیم کار و ایجاد همبستگی ارگانیکی را باعث غلبه گسستگی بر همبستگی  و در نتیجه بروز تغییرات و دگرگونی­های اجتماعی می داند .علی (ع) در نهج البلاغه، تحولات و تغییرات بر خلاف مسیر تکاملی را ناشی از هوای نفس و نفوذ شیطان می داند که  به برخی از اقدامات شیطان از جمله: سلب بصیرت از مردم جامعه و مشتبه شدن حق و باطل بر آنها،  ایجاد اختلاف و تفرقه، دامن زدن به تعصبات جاهلی و روی آوردن به  قبیله گرایی، برافروختن آتش عصبیت و کینه های جاهلی و تفاخر و خودخواهی در دل مردم ، وادارسازی مردم به تملق و چاپلوسی از حاکمان، فاسد کردن حاکمان توجیه کردن وسیله با هدف و بیگانگی سیاسی اجتماعی مردم اشاره کرده است.. در مقاله پیش رو به روش اسنادی و کتابخانه ای مساله تغییرات اجتماعی از دیدگاه  برخی جامعه شناسان بررسی  و با  اندیشه های امام علی (ع) در این موضوع تطبیق گردیده است.
 
متن کامل [PDF 336 kb]   (515 دریافت)    
نوع مطالعه: پژوهشي | موضوع مقاله: عمومى
دریافت: 1401/9/26 | پذیرش: 1401/6/10 | انتشار: 1401/6/10

بازنشر اطلاعات
Creative Commons License این مقاله تحت شرایط Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 International License قابل بازنشر است.